اس ام اسهای عاشقانه فروردین ۹۰
- 70
- فروردین ۱۷م, ۱۳۹۰
- اس ام اس, اس ام اس عاشقانه
گفتی ” دوستت دارم ” حسودی ام شد !
حتی زیبا ترین دروغ سیزده را هم تو گفتی !
.
.
.
نفس میکشم ، تا به جای مردهها خاکم نکنند !
اینگونه است حال من ، چیزی نپرس . . .
.
.
.
ترک من مکن ، نکن تو ترکم ای دوست / گر بریزه پیش من ، ز پیش من بوس
ور بگیری یار دیگری تو فردا / میکنم حواله تو را فحش ناموس !
.
.
.
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودنهای دور میترسم . . .
.
.
.
میزند فقط به یاد عشقت این نبض / جز تو من به کَس نگفته بودم این رمز !
گر بری سفر به پای تو کنم صبر / تا چمن به زیر پای من شود سبز !
.
.
.
کی باشد و کی که ما نشینیم به هم / دستی بزنیم و پا بکوبیم به غم
قدر دل یکدگر بدانیم و سپس / موی تو کنم شانه تو ریزیش به هم !
.
.
.
کاش در سینه مرا این دل دیوانه نبود / یا اگر بود اسیر غم جانانه نبود
رخ گل مایه سودا و گرفتاری شد / ورنه مرغ دل ما را هوس دانه نبود . . .
.
.
.
من خسته شدم. بار مرا کوه نبرد / طوفان مرا کشتی آن نوح نبرد
این مردم ما ز غصه جوک میگویند / یعنی که کسی به دل جز اندوه نبرد
.
.
.
دلم از اینجا گرفته یه جهان تازگی میخواد
تب وتاب و ماجرایی , واسه زندگی میخواد
.
.
.
ببرد از من قرار و طاقت و هوش / پنیری بودم و دلبر چنان موش!
دل و دینم، دل و دینم ببردست / خدایا سارق دین و دلم کوش؟!
.
.
.
هر کاری که میکنیم بی سرانجام است لعنت / هر راهی که میرویم منتهی به دام است لعنت
برسردر عشق و دوستی باید حک کرد/ بر هر چی رفیق بی مرام است لعنت . . .
.
.
.
حرف میزنیم تا در دلمان نماند
اما همین که به زبان آمد
میدانیم خطا بوده . . .
.
.
.
ندونم طالعم را کی نوشته / شدم از آتش عشقت برشته
فقط در قلب من جای تو باشد / کمیهم جای ناهید و فرشته !
.
.
.
میان این شلوغیهای عید
بین این همه فکرِ خرید و سفر و فراغت
وقت خوبیست برای فکر کردن به تو
کسی حواسش به من نیست . . .
.
.
.
جان غمگین،تن سوزان،دل شیدا دارم / آنچه شایسته عشق است مهیا دارم
سوزدل،خون جگر،آتش غم،درد فراق / چه بلاها که زعشقت من تنها دارم . . .
.
.
.
توی دادگاه عشق ، منو محکومم کن / منو از داشتن هر چی عشقه محرومم کن
حبس ابد ببر برام ، هرچی بگی من حاظرم / به خاطر دوست داشتنت ، تا چوبه دار هم میرم
.
.
.
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هر چه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خواب بود جوانیمان گذشت
اغلب چه زود فرصتمان دیر میشود
.
.
.
ای روی تو گلگون زمیناب شده / وز خون دلم چو لاله سیراب شده
بر چشم ترم ببخش کز سوز درون / اشکی است چو آتش آب شده . . .
.
.
.
دل جزره عشق تو نپوید هرگز / جز محنت و درد تو نجوید هرگز
صحرای دلم عشق تو شورستان کرد / تا مهر کسی در آن نروید هرگز
.
.
.
بردامن تو دست نیازم بادا / پیوسته غم تو دلنوازم بادا
همواره خیالت که در آغوش من است / آگاه زمن و سوزوگدازم بادا . . .
.
.
.
شب نیست که آهم به ثریا نرسد / از چشم ترم آب به دریا نرسد
میمیرم از این غصه که آیا روزی / دیدار به دیدار رسد یا نرسد . . .
.
.
.
ای خدا این دل کویر است محتاج بارانیم هنوز
برآورده شدن این آرزو را ازتو خواهانیم هنوز
چی بگوییم از عشق یار و رحمت بی وصف تو
که ایستاده به روی خط پایان و از امیدوارانیم هنوز . . .
.
.
.
تو را بر کوه خواندم آب میشد / به دریا گفتمت بی تاب میشد
چو بر شب نام پاکت را سرودم / ز خورشید رخت سیراب میشد . . .
.
.
.
در بستر بی رحمیو خون زاده شدم / از اول عمر با جنون زاده شدم
خاکستریم ، دست خودم نیست عزیز / ققنوسم از آتش درون زاده شدم . . .
.
.
.
خیلی وقته چشمهایم از فکر تو بارانیست
سالهاست دریای دلم از عشق تو طوفانیست
دیگر کاسه صبرم شده لبریز از درد بی تو بودن
خدایا انتظار دیدن یار چقدر طولانیست . . .
.
.
.
در این دور و زمانه دل هر کس دل نیست
کاسه ی سفالی محبتها از گل نیست
نمیدانستم جنس دلها تمام از سنگ است
واسه قلب شیشه ای جایی در این منزل نیست . . .





ارسال نظر