اس ام اسهای جدید
- 118
- آبان ۱۰م, ۱۳۸۹
- اس ام اس, اس ام اس عاشقانه, اس ام اس های فلسفی

شال و کلاه میبافم با خیالت تا در سرمای نبودنت یخ نبندم .
.
.
.
کاش میشد بدانی که فراموش کردنت مثل برآورده شدن آرزوهایم محال است .
.
.
.
خواب بودم سخن عشق تو بیدارم کرد / بی خود بودم عطش عشق تو هوشیارم کرد .
.
.
.
تو را خبر از دل بی قرار باید و نیست / غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست / چگونه لاف محبت زنی که از غم عشق / تو را چو لاله دلی داغدار باید و نیست .
.
.
.
آن کس که قلب خاکی اش را سنگفرش قدمهایت میکند ، منم .
.
.
.
هرگاه دلت یاد کسی کرد و فرو ریخت ، آنگاه به یاد آر که من نیز به یاد تو چنینم .
.
.
.
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن ، چشمها بیشتر از حنجرهها میفهمند .
.
.
.
سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد / اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد / من و تو پنجرههای قطار در سفریم / سفر مرا به تو نزدیکتر نخواهد کرد .
.
.
.
ما را کبوترانه وفادار کرده است / آزاد کرده است و گرفتار کرده است / بامت بلند باد که دلتنگیت مرا / از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است .
.
.
.
در میان دستهایت عشق پیدا میشود / زیر باران نگاهت نسترن وا میشود / با عبور واژهها از گوشه ی لبهای تو / مهربانی قلبت خوب معنا میشود .
.
.
.
لاله ی داغ دیده را مانم / اشک از رخ چکیده را مانم / دست تقدیر از تو دورم کرد / گل از شاخه چیده را مانم .
.
.
.
جانم ز فراق ، رنج بسیار کشید / با رفتن تو همیشه آزار کشید / ما همسفر راه درازی بودیم / بین من و تو زمانه دیوار کشید .
.
.
.
برگ از درخت خسته میشه پاییز بهونشه ، برف از ابر خسته میشه زمستون بهونشه ، دلم برات تنگ میشه اس ام اس بهونمه !
.
.
.
چه کسی رسد به پایت ز محبت و صفایت / به خدا ز مهربانی در جهان یگانه هستی .
.
.
.
حالا که آمده ای ، چترت را ببند ، در ایوان این خانه جز مهربانی نمیبارد .
.
.
.
مهربانی باغ سبزی است که از روزنه ی پنجرهها باید دید ، مهربانم مگذار لحظه ای روزنه ی پنجرهها بسته شود .
.
.
.
در میان همگان گشتم و عاشق نشدم / تو چه کردی که تو را دیدم و دیوانه شدم .
.
.
.
بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست / دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست .
.
.
.
رفاقت را در مکتب خانه ای آموختم که بابت شهریه اش همه ی زندگیم را باختم .
.
.
.
همیشه تو قلب منی ، هر وقت احساس کردی جات بده ، بگو تا بذارمت رو چشمام .
.
.
.
یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود / روز و شب در طلب و هر لحظه بیدار تو بود / دیدگانم را چه دانی که دگر سویی نیست / به فدایت ، که آن هم گرفتار تو بود .
.
.
.
وقتی تو نیستی ، نگاهم حوصله نمیکند پایش را از چشمم بیرون بگذارد .
.
.
.
میدونی الان دارم چی میخورم ؟ حسرت یک لحظه دیدنت !
.
.
.
در دلی هر چند دوری از نظر / خوش تر آن روزی که باز آیی ز در / با تو ما را خوش ترین دیدار باد / هر کجا هستی خدایت یار باد .
.
.
.
دوری فقط تعبیریست که فاصلهها از ما دارند ، اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان .
.
.
.
دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی / بالی به هوای دانه ی ما نزدی / دیری ست دلم چشم به راهت دارد / ای عشق سری به خانه ی ما نزدی .
.
.
.
وقتی که وفا قصه ی برف به تابستان است و محبت گل نایابیست ، به چه کسی باید گفت : با تو خوشبخت ترین انسانم ؟
.
.
.
به هر روز و شبم تو گشته ای یاد / مکن ترکم مده دل را تو بر باد .
.
.
.
من اناری میکنم دانه ، به دل میگویم خوب بود این مردم دانههای دلشان پیدا بود .
.
.
.
بی ارزشم و جز تو خریدار ندارم / گیرم بخرندم ، به کسی کار ندارم / گر در هر دو جهانم نپسندد تو پسندی / من در دو جهان غیر شما یار ندارم .
.
.
.
یه دل دارم کبابته / هر جا باشی به یادته / اگر چه بی خیالمی / ولی دلم خرابته .
.
.
گل یخ زمستان تو هستم / اسیر ناز چشمان تو هستم / مرا پرپر مکن ای جانم ای دوست / که من مشتاق دیدار تو هستم .
.
.
.
متولد هیچ ماهی نیستم ، تقدیر مرا بر پیشانی تو نوشته اند ، این را از روزهای رفته ای که نیامده بودند فهمیدم .
.
.
.
تنها تویی تنها تویی در خلوت تنهاییم / تنها تو میخواهی مرا با این همه رسواییم .
.
.
.
به چه آید این دل من که کسی نگاه دارد / نه به درد آشنایی نه به دلی راه دارد .
.
.
.
ای عشق چه در شرح تو جز عشق بگویم / زیرا که تو در ساده ترین شکلی و پیچیده ترینی .
.
.
.
گاه یک سنجاقک به تو دل میبنند و تو هر روز سحر مینشینی لب حوض ، تا بیاید از راه ، از خم پیچک نیلوفرها ، روی موهای سرت بنشیند ،یا که از قطره ی آب کف دستت بخورد ، گاه یک سنجاقک همه ی معنی یک زندگی است .
.
.
.
معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست ؟ / من پشیمانم بگو تاوان آن سوگند چیست ؟ / از تو هم دل کندم و هرگز نپرسیدم ز خویش / چاره ی معشوق اگر عاشق از او دل کند چیست ؟




ارسال نظر